بعضی ارگان ها و سازمان ها هم داستانی دارند برای خودشون، 

یعنی و قتی می خوان برا استخدام مصاحبه بگیرن خیلی جالب میشن.

 اگه بخوان یکی رو قبول کنن حتما می کنن

 و اگه بخوان کسی رو مردود کنن خیلی راحت این کارو می کنن.

 فقط شیوه هاشون متفاوته.


این نمونه رو بخونین:


مصاحبه کننده : در هواپیمایی 500 عدد آجر داریم، یک عدد آنها را از هواپیما به بیرون پرتاب می کنیم. الان چند عدد آجر داریم؟

متقاضی : 499 عدد!

مصاحبه کننده : سه مرحله قرار دادن یک فیل داخل یخچال را شرح دهید.

متقاضی :

مرحله اول : در یخچال را باز می کنیم،

مرحله دوم : فیل را می ذاریم توی یخچال،

مرحله سوم : در یخچال روو می بندیم!!!

مصاحبه کننده : حالا چهار مرحله قرار دادن یک گوزن در یخچال را توضیح دهید.

متقاضی :

مرحله اول : در یخچال رو باز می کنیم،

مرحله دوم : فیل رو از توی یخچال در میاریم،

مرحله سوم : گوزن رو میذاریم توی یخچال،

مرحله چهارم : در یخچال رو می بندیم.

مصاحبه کننده : شیر واسه تولدش مهمونی گرفته، همه حیوونا هستن جز یکی. اون کیه؟

متقاضی : گوزنی که توی یخچاله!!!

مصاحبه کننده : چگونه یک پیرزن از یک برکه پر از سوسمار رد می شود؟

متقاضی : خیلی راحت ، چون سوسمارها همشون رفتن تولد آقا شیره!!!!

مصاحبه کننده : سوال آخر، اون پیرزن کشته شد، چرا؟

متقاضی : اممممممم، نمی دونم، غرق شد؟؟؟؟

مصاحبه کننده : نه ، اون یه دونه آجری که از هوایما انداختی پایین خورد تو سرش ، مُرد!!!!

شما مردود شدین، نفر بعدی لطفاً....

++به جان خودم مورد داشتیم خیلی تابلوتر از این پیچوندن....