به کلاغها بگویید قصه ی ما ، اینجا به پایان رسید!!!

یکی ... بود و نبود ...!!!

نسل من و تو نسلی بود که یواشکی بوسید ، نوشید ، خندید ، حرف زد...فکر کرد ، اعتراض کرد ، گریه کرد ، آرزو کرد ...دعا کرد ، درد و دل کرد ، انتخاب کرد ،عاشق شد ... به سلامتی " یواشکی " که اگه نبود ،نسل من و تو منقرض میشد...!!!

نیازم ، نه دیگر آغوشت است نه دستانت ، و نه دیگر هیچ ، با یک فنجان سکوت تلخ ، فرو مى برم حماقتم راکه دوستت داشتم...!!!

اکنون بخواهمت که چه بشود !

آن روزها که مشترک مورد نظر بودی ، هیچوقت در دسترس نبودی چه برسد الان که نه مشترکی.. نه در دسترس و نه...!!!

منتظر هیـچ دستی در هیچ جای این دنیـا نباش !

اشک هایت را با دست های خودت پاک کن که همه رهگذرند...!!!